

به نقل از خبرگزارى ايسنا، یك موتور جستوجوی اینترنتی استرالیایی به كاربران اینترنت در ۱۴ كشور جهان امكان میدهد تنها با استفاده از این سایت به منظور جستوجو در اینترنت در تعدیل انتشار گاز كربن از طریق طرح كاشت درخت مشاركت كنند.
موتور جستوجوی اینترنتی Ecocho كه دو روز پیش راهاندازی شده، مدعی است نخستین موتور جستوجوی اینترنتی سبز جهان است.
این موتور كه از فنآوری موتورهای جستوجوی گوگل و یاهو استفاده میكند، قصد دارد به ازای هر هزار جستوجویی كه كاربران از طریق سایتش انجام میدهند با حمایت از كاشت دو درخت به جبران انتشار گازهای گلخانهیی بپردازد.
بنا بر اظهار تیم مك دونالد، بنیانگذار Ecocho، این شركت با گوگل و یاهو برای دریافت درصدی از درآمد تبلیغات توافق كرده و از این پول برای خرید اعتبار تعدیل كربن از طریق برنامهی كاهش گازهای گلخانهی دولتی NSW میپردازد.
بر اساس این گزارش این موتور جستوجو در استرالیا، آمریكا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و نه كشور دیگر راهاندازی شده است.
یاهو و گوگل هر دو با ارائه نتایج جستوجو به این سایت کمک میکنند این سایت مدعی است که با هر 1000 بار جستوجو میتوانید یک تن از گازهای گلخانهای زمین کم کنید و با این کار به حفظ محیط زییست و کاهش روند گرمایش جهانی کمک کنید.
Ecocho میگوید در برابر هر 1000 جستوجو روی این سایت از اسپانسرهای تبلیغاتی مبلغی برای کاشت دو یا سه درخت دریافت میکند که حدود 70 درصد مبلغ دریافتی صرف کاهش co2 میشود.
منبع :
http://barnamenevis.org/forum/showthread.php?t=101743

سلام مجدد به همه دوستان
فکر کردم شاید بد نباشه مطلبی توی وبلاگ بگذاریم که قابل بحث کردن باشه . نمیدونم موضوعی که انتخاب کردم جالب هست یا نه ولی اگه پیشنهاد بهتری دارید بسم ا...
امکان شناخت
اولین سخن که در باب شناخت از قدیم مطرح بوده و امروز هم مطرح است این است که آیا اصلاّ شناخت ممکن است ؟ آیا می شود جهان را شناخت ؟ آیا می شود انسان را شناخت؟
در دوران بعد از سقراط گروهی هستند که آنها را شکاکان می نامند و معروفترین شخصیت ایشان مردی است به نام پیرهون. او ده دلیل بر عدم امکان شناخت اقامه کرده است و می گوید شناخت امری ناممکن است ، شک و نمیدانم سرنوشت محتوم بشر است . یک دلیل بسیار ساده اش این است : اگر انسان بخواهد که بشناسد ابزارش چیست ؟ ما دو ابزار که بیشتر نداریم یکی حس است و دیگری عقل . از شما میپرسم : آیا حس خطا می کند ؟ همه می گویند : الا ماشاءالله ، خطای سامعه ، باصره ، لامسه و ...پس چیزی که خطا میکند و قابل اعتماد نیست .
عقل چطور ؟ آن که از حس بیشتر خطا می کند . در استدلالهای عقلی علما و فلاسفه دائما اشتباه رخ می دهد . پس حس خطا می کند و عقل هم خطا می کند و ما غیر از این دو ابزار دیگری نداریم با این حساب تمام شناختهای انسان قابل شک کردن هستند.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زلال بودن را تمرین کنیم ...
بیایید با هم رو راست باشیم ...
بیا کمک کنیم تا من من باشم و تو تو ...
بیا خودمون باشیم ...
چرا ما همه درپس چهره کسی دیگه گمیم ....
می تونیم ساده باشیم...
صادق باشیم ....
عاشق باشیم ...
همه ما داریم از خودمون فاصله می گیریم ...
بیایید تا زلال بودن را تمرین کنیم ...
نمیدونم چرا هر وقت میخام شروع کنم مطلب نوشتن اول باید سلام کنم .
به هر حال بد نیست که ! سلام سلامتی میاره .
امروز بالاخره این دو وبلاگ معتبر (وبلاگمون و وبلاگشون) یا در حقیقت وبلاگاتون با هم لینک شدن .
من به عنوان یکی از داروگیها تصمیم گرفتم به اولین نویسنده وبلاگ جهاد که توی وبلاگ ما مطلب بزاره یه خوش آمد داروگی بگم (کم هزینه تر از این، جایزه پیدا نکردی!!!).
در هر صورت منتظرتون هستیم.

CRM برگرفته از عبارت Customer Relationship Management بوده و در ایران با نام مدیریت ارتباط با مشتری شناخته میشود. با بهرهگیری از CRM، ارتباط مشتریان با سازمان و نیازمندیهای آنها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل اصولی قرار میگیرد. CRM، در واقع فرایندی است جهت گردآوری و یکپارچهسازی اطلاعات به منظور بهرهبرداری مؤثر و هدفدار از آنها. این اطلاعات میتواند در رابطه با مشتریان، فروش، بازاریابی مؤثر، حساسیت و یا نیازهای بازار باشد.
CRM، بخشی از استراتژی یک سازمان جهت شناسایی مشتریان، راضی نگهداشتن آنها و تبدیل آنها به مشتری دائمی میباشد. همچنین CRM در راستای مدیریت ارتباطات مشتری با سازمان و بهمنظور به حداکثر رساندن ارزش هر مشتری، سازمان را یاری مینماید.
ارتباطات مشتریان با سازمان از طرق مختلف، از جمله وب، تلفن، مراکز فروش، توزیع کنندگان و شبکههای همکار صورت میپذیرد. وظیفه اصلی CRM نسهیل در برقراری ارتباط مشتری با سازمان (به هر صورتی که مشتری تمایل دارد)، بدون محدودیت زمانی، مکانی و ملیتی میباشد به نحوی که مشتری احساس نماید، با سازمان واحدی در تماس میباشد که وی را میشناسد، برای وی ارزش قائل است و نیازهای او را به سرعت و با آسانترین روش ارتباطی مرتفع مینماید.
CRM، نوعی استراتژی بازاریابی است که هدف آن صرفاً به بالابردن معاملات که در حقیقت بالا بردن سوددهی بهطور مقطعی میباشد، محدود نمیگردد بلکه CRM سعی دارد به دیدگاهی منحصر بفرد و یکپارچه از مشتری و یک راه حل مشتری مدارانه دست یابد که باعث بالا رفتن رضایت مشتری و افزایش سود شرکت در بلندمدت میباشد. CRM استراتژی کسب و کاری است جهت بهینه سازی سوددهی، درآمدزایی و رضایت مشتری که بر اساس مبانی زیر طراحی میگردد:
۱. ساماندهی ارائه خدمات براساس نیازهای مشتری،
۲. بالابردن سطح رضایت مشتریان مطابق اصول مشتری مداری،
۳. پیاده سازی فرایندهای مشتری محور
پیشانی صدق و اخلاص در دیدگاه دولت نه و از صمیم قلب بگو آمدم. اگر گفتند اینجا چرا آمدی ؟ بگو به کجا بروم و به کدام در رو کنم.
اگر گفتند به اذن چه کسی آمدی ؟ بگو شنیده ام :
بر ضیافت خانه فیض نوالت منع نیست در گشادست و صلا در داده خوان انداخته
اگر گفتند تا به حال کجا بودی ؟ بگو راه گم کرده بودم .
اگر گفتند چه چیزی آورده ای ؟ بگو : اولا "دل شکسته" که از شما نقل است :
در کوی ما شکسته دلی میخرید و بس، بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است
و ثانیا :
من گدایم چه توانم که برم در بر شاه طمع بخشش از درگه سلطان من است
اگر گفتند : بیرونش کنید ، بگو :
نمی روم ز دیار شما به کشور دیگر برون کنید از این در درایم از در دیگر
اگر گفتند : این جرأت را از که آموختی؟ بگو از حلم شما .
اگر گفتند قابلیت استفاضه نداری. بگو قابلیت را هم افاضه می فرمایید .
اگر گفتند گناهکاری ، بگو اولا شنیده ام شما غفارید ، ثانیا من ملک نیستم آدم زاده ام . و ثالثا :
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو آنکس که گنه نکرده و زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو
اگر گفتند چه می خواهی ؟ بگو :
جز تو ما را هوای دیگر نیست جز لقای تو هیچ در سر نیست
التماس دعا
تازیانه سلوک ، علامه حسن زاده آملی
اول که خوشحالیمون رو نمی تونیم بابت توجه شما به مطالب وبلاگ پنهان کنیم. ولی من هنوز نمی دونم صیاثط چه جوری نوشته میشه (فکر کنم الآن درست نوشتم!!) ولی بعید می دونم مطالبم سیاسی باشه. من اسمش رو اجتماعی میزارم اون چیزی که امروز در جامعه اتفاق میفته و نیاز به کنکاش خاصی هم نیست......
.
.
.
ما باید به سمت دولت الکترونیک برویم.......چی؟حرف سیاسی میزنی؟!!!
من روزنامه ی غیر ورزشی میخونم...........نه بابا؟!یعنی سیاسی میخونی؟!!
سبزی خوردن همه جا کیلویی ۶۰۰ تومان شده(البته بجز نارمک!!).........ما رو وارد وادی سیاست نکن!!!
انتخابات مجلس هشتم قبل از عید بود.............اُه اُه!! تو دیگه خیلی سیاسی هستی!!
ننه ی مادر بزرگم میگه( ماشاالله تازه اول چلچلیشه!!! )دوره زمونه ی بدی شده...........اِاِاِاِ پس ننه ی مادر بزرگتم سیاسیه!!!!
آخه این روز هم با روزهای معمولی متفاوت!!!!!!!!!!
دو رکعت نماز صبح عشق می خوانم قربت الی قلبک !!
.هزار آفتاب گردان پشت سرم تکبیر می گویند : الله اکبر !...تکبیره الاحرام !!
...الحمدلله برای آفرینش چشمانت !... الحمدلله به خاطر برق نگاهت !...الحمدلله به خاطر ...!...یا رحمان و یا رحیم !!...خودم را سپردم به تو.توی این همه دلرعشه !... اهدنا الصراط المستقیم ! صراطی از صراط تو مستقیم تر هست مگر ؟! ...پس اگر خدا بخواهد هدایت شده ام !!
صراط الذین ...!...آی سیب درشت !عطرآگین ترین نعمت خدا !! اگر تو با من باشی ، دیگر "مَدّ" هیچ "ضالین"ی به من نمی چسبد !
...قل هو الله احد !
بگو ! بگو ! بگو ... عشق یکی ست !
...الله الصمد !
بگو ! بگو ! بگو... عشق بی نیاز از ماست اما من و تو به او محتاجیم!
...لم یلد و لم یولد!
بگو ! بگو ! بگو... عشق حاصل جمع من و تو نیست !عشق دریایی ست که من و تو تویش غرق می شویم !
...و لم یکن له کفوا احد !
و عشق بی شریک ترین حس شادمانه دنیاست ! قسم به خدای احد و واحد !
...الله اکبر !
خم می شوم زیر بار این همه حرف عاشقانه !... واژه ها معوج می شوند !... زیباترین جملات عقیم می مانند !!
سبحان الله ...چه آفتابی ! سبحان الله ....چه بارانی ! سبحان الله ...چه برفی ! ... فتبارک الله احسن الخالقین !!
تمام نیرویم را جمع می کنم تا فریاد عشقم به گوش تو برسد ...بلند می شوم : سمع الله لمن حمده !! ... از نا می روم ...به خاک می افتم !
سبحان الله ....سبحان الله ....سبحان الله !
...چشمانم خیس می شود !سجاده رنگ خون می گیرد ! چشمم سیاهی می رود ! می نشینم روی دو زانوی لرزانم !
شهادت می دهم که عشق خود خداست !
شهادت می دهم که خدا چیزی جز عشق نیست !
شهادت می دهم که محمد نیز فرستاده عشق است !
شهادت می دهم که دارم شهید می شوم !
سلام بر دلم که دارد پرپر می زند !!
سلام بر همه آنها که عشق را رحمت خدا می دانند !
سلام بر گیسوان تو که بافته دستان خداست
...
الله اکبر ...الله اکبر ...الله اکبر ...
...
...
آخ !!...گمانم حالتی رفت که محراب به فریاد آمد...!!
...فقط یکی به من بگوید اینجا هم شک بین 1و2 باطل است ؟! ...
در سال 1972 میلادی ، شرکتهای "ای بی ام" ، "جنرال موتورز" و "سیرز" به ترتیب در رتبه های اول ، چهارم و ششم فهرست شرکتهای موفق جهان (فورچون – 500) قرار داشتند. در سال 1982 ، این شرکتها از پیروزمندترین و شگفت انگیزترین بنگاههای اقتصادی جهان بودند. با این وصف، در سال 1992، هر سه شرکت با دشواری بر پا ایستاده و در فهرست " فورچون" از رده ی بیستم هم پایین تر رفتند! و جمع زیان آنها در این سال به 4/32 میلیارد دلار رسید!
علت چه بود؟ چگونه مدیران هوشمند این شرکتها که از بهترین حقوق و مزایا نیز برخوردار بودند ، اجازه دادند تا شرکتهایشان که غولهای تجاری دنیا بودند ،به زانو درآیند وطعم شکست را بچشند؟!
بررسیهای کارشناسان و پژوهشگران مدیریت نشان داد که علت عمده و اصلی شکست این شرکتها ، "مغرور شدن به پیروزیهای موقت و توقف در نوآوری و ابتکار عمل" بود و این درس بزرگی است که بسیاری از شرکتهای موفق دنیا آن را تجربه نموده اند لذا می کوشند تا "چرخه ی فن آوری " خویش را با "جویبار نوآوری" همراه سازند و با جا دادن گامهای نوآورانه در روند صنعت خود ، توانمندی های امروز را پایه پیروزیهای فردا قرار دهند.
معلمي با جعبهاي در دست وارد كلاس شد و جعبه را روي ميز گذاشت. بدون هيچ كلمهاي، يك ظرف شيشهاي بزرگ و چند سنگ بزرگ از داخل جعبه برداشت و تا جايي كه ظرف گنجايش داشت سنگ بزرگ داخل ظرف گذاشت.
سپس از شاگردان خود پرسيد: آيا اين ظرف پر است؟
همه شاگردان گفتند: بله.
سپس معلم مقداري سنگريزه از داخل جعبه برداشت و آنها را به داخل ظرف ريخت و ظرف را به آرامي تكان داد. سنگريزهها در بين مناطق باز بين سنگ هاي بزرگ قرار گرفتند. اين كار را تكرار كرد تا ديگر سنگريزهاي جا نشود.
دوباره از شاگردان پرسيد: آيا ظرف پر است؟
شاگردان با تعجب گفتند: بله.
دوباره معلم ظرفي از شن را از داخل جعبه بيرون آورد و داخل ظرف شيشه اي ريخت و ماسهها همه جاهاي خالي را پر كردند.
معلم يكبار ديگر پرسيد: آيا ظرف پر است؟ و شاگردان يكصدا گفتند: بله.
معلم يك بطري آب از داخل جعبه بيرون آورد و روي همه محتويات داخل ظرف شيشهاي خالي كرد و گفت: حالا ظرف پر است.
سپس پرسيد: ميدانيد مفهوم اين نمايش چيست؟
و گفت: اين شيشه و محتويات آن نمايي از زندگي شماست. اگر سنگ هاي بزرگ را اول نگذاريد، هيچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهيد يافت. سنگهاي بزرگ مهمترين چيزها در زندگي شما هستند؛ خدايتان، خانوادهتان، فرزندانتان، سلامتيتان، دوستانتان و مهمترين علايقتان. چيزهايي كه اگر همه چيزهاي ديگر نباشند ولي اينها باقي بمانند، باز زندگيتان پاي برجا خواهد بود. به ياد داشته باشيد كه ابتدا اين سنگ ها ي بزرگ را بگذاريد، در غير اين صورت هيچ گاه به آنها دست نخواهيد يافت. اما سنگريزهها ساير چيزهاي قابل اهميت هستند مثل تحصيل، كار، خانه و ماشين. شنها هم ساير چيزها هستند؛ مسايل خيلي ساده.
معلم ادامه داد: اگر با كارهاي كوچك (شن و آب) خود را خسته كنيد، زندگي خود را با كارهاي كوچكي كه اهميت زيادي ندارند پر مي كنيد و هيچ گاه وقت كافي و مفيد براي كارهاي بزرگ و مهم (سنگ هاي بزرگ) نخواهيد داشت. اول سنگهاي بزرگ را در نظر داشته باشيد، چيزهايي كه واقعاً برايتان اهميت دارند.
خیلی خوشحالم که فرصتی پیدا شد تا من هم پا به عرصه حضور بذارم(به به ! گاهی از گفتن حرفای قلمبه سلمبه کیف می کنم.) اساسا "حضور" چیز خوبیه و البته وظیفه هر دانشجو ست و خود لفظ دانشجو کامیونها کامیون معنی در خود جای میده !
دانشجو به فرموده یکی از اساتید یعنی جوینده دانش ، حالا شده به ضرب چوب و چماق یا نه اصلا به زور پروژه های بی شاخ و دم . الحق و الانصاف عناوین پروژهها در دانشگاه ما کولاک می کنه و حتی امکان داره برای یک درس نیم واحدی از دانشجو پیاده سازی یک تراشه جهت شکافتن هسته اتم را در خواست کنند (به واژه پیاده سازی توجه شود) ولی خودمونیم ما هم حسابی اساتید رو سر افراز کردیم!!!!!!!!! و این یعنی معنای واقعی کلمه دانشجو یا به تعبیری سوق دادن یک انسان به سمت واژه دانشجو . به قول یکی از دوستان "هدف ، وسیله را توجیه می کنه"حالا اهمیت نداره در این راستا چه بلا ها که به سر ما نمی آد !!!!!!!!!!!!!!
راستی چی داشتم می گفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آهان "حضور"........ شما دانشجوی جدید الورود که با کلی زحمت تونستی وارد این دانشگاه خیلی معتبر بشی !! بیا سعی کن حاضر باشی هم سر کلاسها و هم در فعالیت های دانشجویی ، شاید شما نشان افتخاری بر تارک این واژه (دانشجو) نشاندید .
ما که حاضر غایب بودیم ! هرچند خودش کلی.......... اصلا آیا حضور حاضر غایل شنیده ای ؟ نشنیده ای دیگه ، نشنیده ای.
بگذریم بعد از این همه سخنرانی میخواستم به عزیزان جدید الورود خوش آمد بگم و عرض کنم که اینجا یک مجموعه کاملا علمی و در ابعاد واقعی فرهنگیه
اینجا هیشکی به هیشکی آجر پرتاب نمی کنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینجا هیچ استادی پروژه سنگین نمیده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینجا هیچ دانشجویی پروژه کپی نمی کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
راستی اینجا مساعد و مناسب کار فرهنگیه ،میگید نه، روزنامه بزنید همون روز چاپ نشه نهایتا سال بعدش حله ....................
خلاصه که خوش اومدید